ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، ایران جالبی خواهد بود! | نقطه ۱۸


رژیم عمامه‌به‌سرها در سراشیبی تند سقوط افتاده، و دیر یا زود روانه زباله‌دان تاریخ خواهد شد! 🎉


و ما مردم، به همراه اپوزیسیون واقعی (که خود بخشی از مردم هستند)، کم‌کم باید خودمان را برای جشن‌های خیابانی آماده کنیم؛ جشن‌هایی که احتمالا تا مدتها ادامه خواهند داشت!
 
 

ایران با طرح شیر و خورشید
نقشه کشور ایران با طرح شیر و خورشید


من و میلیون‌ها ایرانی دیگر، از روزی که به دنیا آمدیم، همیشه فقط در ایرانی زیسته‌ایم که تحت حاکمیت عده‌ای آخوند قالتاق و روان‌پریش، و پامنبری‌های دزد و جنایتکارشان در ادارات و سازمان‌های مختلف بوده است. ما هیچ تجربه‌ای از زندگی در یک ایران آزاد، یک ایران بدون جمهوری اسلامی، یک ایران بدون ولی فقیه، و یک ایران بدون سپاه و بسیج نداشته‌ایم.

پس از رفتن جمهوری اسلامی، به احتمال فراوان، هم اسلام و هم روحانیت، بیش از پیش تضعیف خواهند شد. خود سران و کارگزاران جمهوری اسلامی هم بهتر از هرکسی می‌دانند چه دزدی‌های عظیمی از ثروت و منابع کشور کرده‌اند و مهم‌تر از آن، چه ظلم‌ها و جنایت‌های بی‌شماری در حق مردم ایران و حتی منطقه و جهان مرتکب شده‌اند. آنها کاملاً آگاهند که چه میزان نفرت در دل اکثریت مردم ایران نسبت به‌شان انباشته شده است.

در ایران آزاد، مردم دیگر وقت و سرمایه خود را برای پیدا کردن «فیلترشکن» هدر نخواهند داد.

زنان و دختران نگران نخواهند بود که اگر مانتو و روسری نپوشند، عوامل حکومت یا عده‌ای «خودسر» بخواهند اذیت‌شان کنند.

مردها هم در گرمای تابستان بدون ترس می‌توانند شلوارک بپوشند، گوشواره بزنند، موهایشان را هرطور خواستند حالت دهند و در پارک‌ها و خیابان‌ها در کنار دوست‌دختر یا معشوقه‌شان قدم بزنند یا او را ببوسند؛ بدون نگرانی از مزاحمت «پلیس شریعت».

همجنس‌گراها آزاد خواهند بود مطابق گرایش خود زندگی کنند و قانون از آنها حمایت خواهد کرد.

بارها و مشروب‌فروشی‌ها در کوچه و خیابان‌ها باز خواهند شد و کسب‌وکارشان پررونق خواهد بود.

کلاب‌های شبانه، دیگر چیزی نخواهند بود که فقط در اخبار یا روایت‌های خارج‌نشینان شنیده باشیم. آخر هفته‌ها، دختران و پسران جوان، تیپ خواهند زد؛ خوش‌پوش و شاد، به باشگاه‌های شبانه خواهند رفت؛ تا صبح با آهنگ‌های انتخابی «دی‌جی» خواهند رقصید؛ و ای بسا کسی را هم آنجا پیدا کنند؛ برای یک شب یا برای یک عمر.

اینها آزادی‌های اجتماعی‌اند که در بیشتر کشورهای دنیا کم‌وبیش وجود دارند؛ حتی در برخی کشورهای اسلامی.

شاید خود شما هم بدانید که در کشورهایی مثل عراق، سوریه، امارات، مالزی و ترکیه، فروش و مصرف مشروبات الکلی آزاد است و حجاب، اختیاری است. بار و دیسکو هم تابو نیست.

این کشورها، برای شخص من، به‌طور کلی گزینه مطلوبی برای زندگی نیستند، اما همیشه آرزو کرده ام که ای‌کاش، مردم ما در ایران جمهوری اسلامی، دست‌کم به اندازه امارات یا مالزی یا ترکیه، آزادی‌های شخصی می داشتند.

اگر اهل نوشیدن شراب نیستید، یا زنی هستید که پوشیدن لباس باز را نمی‌پسندید، یا مردی که دوست ندارد تتو یا پیرسینگ داشته باشد، جای نگرانی نیست! کسی متعرض شما نخواهد شد. شما هم آزاد خواهید بود به سبک خود زندگی کنید.


خود من هم در عمل جزو همین دسته‌ آخری هستم.

اما اصل ماجرا این است که آزادی سبک زندگی، تا جایی که مخل زندگی دیگران نباشد، مجاز خواهد بود. هیچ‌کس به سبب داشتن نوعی از باورها و عقاید شخصی‌، در جایگاه بالاتری نخواهد نشست تا برای همه تصمیم بگیرد که چه چیزی «خوب» یا «بد» است.

این به معنی هرج‌ومرج و بی‌قانونی نیست! قوانین و ممنوعیت‌ها وجود خواهند داشت. اگر کسی باور داشته باشد رفتاری باید ممنوع شود، آزاد است نظرش را بیان کند؛ با نماینده شهرش در میان بگذارد؛ و یا خودش نماینده شده و در پارلمان استدلال بیاورد. نه بر پایه «اعتقادات شخصی»، بلکه بر اساس دلایل واقعی، علمی و آماری.

راه دیگر تغییر هم راه‌اندازی کمپین‌ها، نوشتن در روزنامه‌ها و انتشار محتوا در رسانه‌ها خواهد بود؛ با امید به شکل‌گیری موجی اجتماعی و تغییر قانون.

نه با خشونت و چاقوکشی، بلکه با کلام و قلم.

در ایران پس از جمهوری اسلامی، بهایی، یهودی، مسیحی، ناباور (مثل خود من) و هر ایرانی دیگر، در صورت وفاداری به ایران و منافع ملی، شانس برابر برای رسیدن به بالاترین جایگاه‌ها را خواهند داشت.

اگر یک بهایی بهتر بتواند کشور را اداره کند، به او رأی می‌دهیم. اگر یک یهودی برنامه بهتری داشته باشد، انتخابش می‌کنیم. اگر یک سنی مذهب، باتجربه‌تر و داناتر باشد، چه بهتر! او را برمی‌گزینیم.


ما حتی از نخست‌وزیر یا رئیس‌جمهور آینده نخواهیم پرسید دینش چیست. اعتقاد هر فرد امری شخصی است و نباید معیار اداره کشور باشد. اگر سیاستمداری بخواهد از این اصل عبور کند، حتماً او را پاسخ‌گو خواهیم کرد.

بدیهی است که راه برای مسلمانان و شیعیان هم باز خواهد بود؛ به شرط آنکه شایستگی خود را ثابت کنند.

با توجه به سرکوب سیستماتیک اقلیت‌ها در جمهوری اسلامی، شخصاً لحظه‌شماری می‌کنم برای روزی که بتوانم به یک بلوچ، کرد یا آذری میهن‌پرست رأی بدهم؛ یا یک بهایی، یهودی، زرتشتی، مسیحی و حتی آتئیست را برای بالاترین مقام اجرایی کشورم برگزینم.

در ایران پس از جمهوری اسلامی، گردشگری رونق خواهد گرفت. چابهار زیبا، هم‌پای شمال شگفت انگیز، مقصد گردشگران خواهد شد. بلوچستان به همان اندازه در فهرست «جاهایی که حتما باید ببینم» مهم خواهد بود که اصفهان، شیراز، بندرعباس، اهواز، کرمانشاه و تهران. شهرها و روستاها پر از هتل‌ها و مهمانسراهای شیک و مجهز خواهند شد. صنعت گردشگری چنان گسترش می‌یابد که درآمد نفت در برابرش ناچیز خواهد بود.


جوانان امروز که ناامید و سرخورده‌اند، در فردای آزاد جذب مشاغل گردشگری خواهند شد.

فرودگاه‌های بین‌المللی جدید ساخته خواهند شد؛ راه‌آهن پرسرعت توسعه خواهد یافت؛ جاده‌ها مدرن خواهند شد و بهترین متخصصان برای ایجاد، نوسازی و توسعه زیرساخت‌ها به کار گرفته خواهند شد.

ایران پس از جمهوری اسلامی یک قطب صنعتی منطقه و جهان خواهد بود. روزی خواهد رسید که هنگام خرید تلفن همراه، در کنار آیفون و سامسونگ، گوشی‌های ایرانی هم انتخاب شوند؛ چون هم باکیفیت‌اند، هم امن و هم مقرون‌به‌صرفه.

اگر ژاپن پس از بمباران اتمی توانست صنعتی شود، ما هم می‌توانیم.

اگر کره جنوبی قدرت اقتصادی شد، چرا ما نشویم؟

اگر سنگاپور کوچک توانست تمیز و مدرن شود، چرا ما نتوانیم؟

ما بازار مصرفی بزرگ، منابع عظیم، جمعیت تحصیل‌کرده و میلیون‌ها ایرانی موفق داریم. چرا نتوانیم رقیب جدی کشورهای صنعتی باشیم؟

این مسیر یک‌شبه طی نمی‌شود. اما اگر شایستگان بر سر کار باشند و با فساد و باندبازی مقابله شود، قوانین شفاف برقرار باشند، بی‌شک به قله واقعی خواهیم رسید.

در ایران آزاد، قهرمانی تیم ملی فوتبال در جام ملت‌های آسیا دیگر آرزو نخواهد بود. فوتبال ما به گذشته پرافتخارش بازخواهد گشت و حتی در جام جهانی مدعی خواهد شد. شاید برزیل یا آلمان نشویم، اما هیچ‌گاه هم حریف آسانی نخواهیم بود.

کل ورزش کشور شکوفا خواهد شد؛ استعدادها یکی پس از دیگری خواهند درخشید و تیم المپیک ما رقیب جدی قدرت‌ها خواهد بود.

هیچ‌کدام از اینها رؤیای دست‌نیافتنی نیستند.

اما نباید دچار توهم شویم. قدرت ما نباید مایه ترس دیگران شود. ما برای زندگی و رفاه تلاش می‌کنیم، نه برای دردسر. دیگر مانند جمهوری اسلامی، برای کشورهای دیگر، شاخ‌وشانه نخواهیم کشید. می‌دانیم که هیچ کشوری در خلأ نمی‌تواند زندگی کند. جهان امروز بر پایه همکاری است؛ به‌ویژه در بحران‌های زیست‌محیطی، فجایع طبیعی و تروریسم.

شاید ایران هیچ‌گاه سلاح اتمی نداشته باشد؛ اما این ضعف نیست. ژاپن، آلمان، کره جنوبی، ایتالیا، کانادا و بسیاری دیگر هم ندارند. در عوض باید قدرت نرم و پیمان‌های دفاعی و گردشگری را تقویت کنیم؛ هم برای اقتصاد، هم برای امنیت و ثبات.
 
از شمال تا جنوب، و از شرق تا غرب، با همسایگان و جهان رابطه‌ای محترمانه برقرار خواهیم کرد. ایران ما کشوری محترم خواهد بود؛ کشوری با فرهنگ غنی، پیشینه صلح‌جو و قانونی دموکراتیک و شفاف. حتی طرف‌های درگیر جنگ هم از ما برای میانجی‌گری دعوت خواهند کرد.

امیدوارم روزی برسد که در خاورمیانه چیزی شبیه «شنگن» داشته باشیم؛ سفر میان ایران، اسرائیل، عراق، ترکیه، امارات، عربستان و افغانستان آزاد و بی‌دردسر باشد.

پس از آزاد شدن ایران، نه فقط مهاجران فعلی مشتاقانه به وطن بازخواهند گشت، بلکه ایران آزاد و آباد، مقصد جذاب شهروندان جهان خواهد شد. کشوری امن، مدرن و مطلوب برای زندگی.
 
ما میلیون ها مردم ایران، هیچ‌گاه، ایران بدون جمهوری اسلامی را تجربه نکرده‌ایم؛ اما تردیدی ندارم که زندگی در ایران جدید، تجربه‌ای شگفت‌انگیز خواهد بود!